قصه‌ها

ســ شــ کــ (قصه-خرده)

قصه-خرده: ســ شــ کــ   دو پا داشت، قرض هم گرفت و خودش را به هشتی رساند. دست‌ها را سفت به پهلوهاش گرفته بود و با هر قدمی که...

ســ شــ کــ (قصه-خرده)

قصه-خرده: ســ شــ کــ   دو پا داشت، قرض هم گرفت و خودش را به هشتی رساند. دست‌ها را سفت به پهلوهاش گرفته بود و با هر قدمی که بر می‌داشت، سفت‌تر؛ سد بسته بود که امعاء و احشاء و

ادامه مطلب

ســ شــ کــ (قصه-خرده)

قصه-خرده: ســ شــ کــ   دو پا داشت، قرض هم گرفت و خودش را به هشتی رساند. دست‌ها را سفت به پهلوهاش گرفته بود و با هر قدمی که بر می‌داشت، سفت‌تر؛ سد بسته بود که امعاء و احشاء و

ادامه مطلب
اسکرول به بالا