یادداشت‌ها

کامرانیتِ فراست

چند نکته دربارۀ «مسعود فراستی» ک: یک «ت» میان ماست؛ کوچک -به ادای نوک زبان، عمیق؛ فرقِ کوره و آتش‌دان. یک «ت» میان پیشه‌های ماست. ما نگارش نقد می‌کنیم...

آهای تو، می‌توانی مرا حس کنی!

  آفتاب ابدی ذهن بی‌آلایش/ میشل گوندری و چارلی کافمن   «آهای تو؛ تو که آن بیرون در سرما ایستاده‌ای! تو که پیر می‌شوی، تنها می‌شوی… می‌توانی مرا حس...

آمارکورد…

درخت زندگی/ ترنس ملیک   مردی فروپاشیده، گذشته را یاد می‌آورد؛ امّا خاطرات فردی مطرح نیست. او نه در گذشتۀ شخصی‌اش که در مفهوم «گذشته» پی چیزی است -شاید...

تانگوی لهستانی

چاقو در آب/ رومن پولانسکی   خودکامه‌گی و ناخداگریِ «آندری» (نیمچیک) در دهه‌ی شصت؛ دهه‌ی به نومیدی نرسیده‌ی باورهای سوسیالیستی اگر به تحقیر نسل تازه‌اش انجامید، در دهه‌ی شکستِ هفتاد بدل به انزجارش از نسلِ هنوز-امیدوارِ جوان گشت؛ چونان که

ادامه مطلب

آمارکورد…

درخت زندگی/ ترنس ملیک   مردی فروپاشیده، گذشته را یاد می‌آورد؛ امّا خاطرات فردی مطرح نیست. او نه در گذشتۀ شخصی‌اش که در مفهوم «گذشته» پی چیزی است -شاید بقای زندگی‌اش. منشأ خلقت را وارسی می‌کند و در جست‌وجوی خود

ادامه مطلب

آهای تو، می‌توانی مرا حس کنی!

  آفتاب ابدی ذهن بی‌آلایش/ میشل گوندری و چارلی کافمن   «آهای تو؛ تو که آن بیرون در سرما ایستاده‌ای! تو که پیر می‌شوی، تنها می‌شوی… می‌توانی مرا حس کنی؟» -در سرم ترانه‌ای می‌پیچد و یاد چشم‌های خیس مردی که

ادامه مطلب

کامرانیتِ فراست

چند نکته دربارۀ «مسعود فراستی» ک: یک «ت» میان ماست؛ کوچک -به ادای نوک زبان، عمیق؛ فرقِ کوره و آتش‌دان. یک «ت» میان پیشه‌های ماست. ما نگارش نقد می‌کنیم در کسوتِ «منقّد» و آن‌ها «انتقاد» با نقاب «منتقد»! ما شده

ادامه مطلب

تانگوی لهستانی

چاقو در آب/ رومن پولانسکی   خودکامه‌گی و ناخداگریِ «آندری» (نیمچیک) در دهه‌ی شصت؛ دهه‌ی به نومیدی نرسیده‌ی باورهای سوسیالیستی اگر به تحقیر نسل تازه‌اش انجامید، در دهه‌ی شکستِ هفتاد بدل به انزجارش از نسلِ هنوز-امیدوارِ جوان گشت؛ چونان که

ادامه مطلب

آمارکورد…

درخت زندگی/ ترنس ملیک   مردی فروپاشیده، گذشته را یاد می‌آورد؛ امّا خاطرات فردی مطرح نیست. او نه در گذشتۀ شخصی‌اش که در مفهوم «گذشته» پی چیزی است -شاید بقای زندگی‌اش. منشأ خلقت را وارسی می‌کند و در جست‌وجوی خود

ادامه مطلب

آهای تو، می‌توانی مرا حس کنی!

  آفتاب ابدی ذهن بی‌آلایش/ میشل گوندری و چارلی کافمن   «آهای تو؛ تو که آن بیرون در سرما ایستاده‌ای! تو که پیر می‌شوی، تنها می‌شوی… می‌توانی مرا حس کنی؟» -در سرم ترانه‌ای می‌پیچد و یاد چشم‌های خیس مردی که

ادامه مطلب

کامرانیتِ فراست

چند نکته دربارۀ «مسعود فراستی» ک: یک «ت» میان ماست؛ کوچک -به ادای نوک زبان، عمیق؛ فرقِ کوره و آتش‌دان. یک «ت» میان پیشه‌های ماست. ما نگارش نقد می‌کنیم در کسوتِ «منقّد» و آن‌ها «انتقاد» با نقاب «منتقد»! ما شده

ادامه مطلب
اسکرول به بالا